قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2068
تاريخ الفي ( فارسى )
حيلهء آنكه با او لشكر نيست او را به دست آورد . اتّفاقا او اين نوبت پناه به جبال خود برده از چنگ يمين الدّوله خلاص شد . و يمين الدّوله در هيجدهم ماه شعبان اين سال به قنّوج رسيد . در آنجا به سمع او رسانيدند كه در كنار آب گنگ هفت قلعه ساختهاند كه هر يكى از آن قلاع در حصانت و متانت از جميع قلاع هندوستان ممتازند و در رفعت و بلندى دم از مساوات فلك البروج مىزنند . يمين الدّوله متوجّه آن هفت قلعه گشت . والى آن قلاع چون خبر توجّه لشكر اسلام را شنيد آنچه توانست از اموال خود همراه برده به گوشهاى بيرون رفت . سلطان محمود تمامى آن قلاع را مسخّر ساخت و در آن قلاع و ولايات هزار بتخانهء ساخته يافتند كه به اعتقاد اهل هند از تاريخ [ بناى ] آن بتخانهها چهار صد هزار سال گذشته بود و بر در هر بتخانه اين تاريخ را نوشته بودند . القصّه ، چون والى آن قلاع نبود يمين الدّوله هر هفت قلعه را در يك روز مسخّر ساخته آنچه از غنايم و اموال در آنجا بود متصرّف شده به جانب قلعهء منج « 1 » نهضت فرمود . و آن قلعهاى بود پر از لشكر هند و آذوقه و آب بسيار داشت ؛ بنابراين ، اهالى آن قلعه دروازهها را محكم ساخته شروع در جنگ و جدال كردند . چون بعد از مجادله و مقاتله صولت سپاه اسلام را مشاهده نمودند يقين ايشان شد كه طاقت مقاومت اين جماعت ندارند ؛ بنابراين ، بىدل گشته جمعى از ايشان خود را از بالاى قلعه به قصد آنكه هلاك شوند بر كوه ديگرى مىزدند و جمعى ديگر خود را و اهل و عيال خود را به خنجر و زوبين هلاك ساختند . يمين الدّوله غنايم و اموال آن قلعه را نيز ضبط نموده حكم فرمود تا آن قلعه را خراب كردند و از آنجا متوجّه قلعهء چندپال « 2 » شد كه به بسيارى ولايت و سپاه از امثال و اقران خود امتيازى داشت . امير چندپال چون كثرت سپاه اسلام و صولت ايشان را مشاهده نمود دانست كه مقاومت با اين جماعت از قدرت او و صد مثل او بيرون است ؛ بنابراين ، نفايس اموال خود را با اتباع و خدم خود برداشته به كوههاى آن ديار پناه برد . چون قلعهء چندپال نيز در تصرّف پادشاه اسلام ، يمين الدّوله ، آمد و غنايم آنجا را قسمت نموده متوجّه ولايت چندراى ، كه كافرى زبردست متهوّر بىباك بود ، گشت . چندراى كه هميشه خودرأى بود خبر از توجّه لشكر يمين الدّوله يافت ؛ او نيز با وجود كثرت لشكر خزاين ولايت را گذاشته در بيشههاى هند گريخت . يمين الدّوله به واسطهء آنكه از وى حركات شنيعهء بسيار صادر شده [ بود ] جمعى كثير از
--> ( 1 ) . عتبى مىنويسد : « كه قلعهء براهمه مىخواندند . » ؛ - منبع پيشين ؛ نيز ؛ - روضة الصّفا ، تحرير دكتر زرياب خويى ، ص 599 . ( 2 ) . وى حاكم قلعهء آسى بود . نام اين امير را عتبى « جندبال بهور » ضبط كرده است ؛ - جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 383 .